والا تا بسیجیا عربده میزدن که چوب تو کونتون میکنیم ما پسرا در میرفتیم و دخترا میپریدن جلو.
راننده ها- قشر فرهیخته
اکتبر 21, 2009یکی از دوستان ازم خواست در مورد روابط اجتماعی خود بازنگری داشته باشم. ناچار شدم بهترین حالت روابط رو که در جامعه می بینم براش توضیح بدم. وقتی دو تا راننده تاکسی با هم تصادف میکنند میتونین فوق العاده ترین روابط اجتماعی رو مشاهده کنید. دو نفر خیلی راحت نظراتشون رو نسبت به هم بیان میکنند. مثلا یکیشون به اون یکی میگه:دیوث تو بایستی سوار الاغ بشی. اون یکی دیدگاهش رو درباره ی طرف مقابل به صورت حرامزاده یا الفاظ دیگر بیان میکنه. اگه همه ی جامعه به این صورت عمل میکردند جامعه ای باز داشتیم.
البته امروز متوجه شدم که رانندگان گرامی همه ی مرز ها را دارند پشت سر میگذارند. وقتی یه ماشین میپیچه جلوت و تو بدون اهمیت دادن به زن و شوهری که سوار ماشینت شدن به راننده ی مقابل میگی …….م دهن زنت و اینگونه دیدگاهت رو به طرف مقابل بیان میکنی داری یه جورایی دیکانستراکتیو عمل میکنی.خود من از این که جامعه داره به سمت یک آزادی اندیشه ی نشاط انگیز سوق پیدا میکنه دچار شعف میشم.
مناجات
مارس 5, 2009خدايا ميشه لطف كني وجود داشتن رو تعريف كني؟
و اين گونه رستگار شدم
مارس 1, 2009حالا هي بگيد خدا وجود نداره.
زندگي
مارس 1, 2009تا 5 بعد از ظهر كه خوابيم.تا ساعت 7 هم علافيم.تازه ساعت 7 ميشينيم سيگار و چايي.
اسم
مارس 1, 20091-یکی از بچه های اتاق اسمش کوروشه و بد جور ضد دین. ما محمدحسین صداش می کنیم.چه حالی می ده.
2-یکی از بچه های یونی اسمش اصغر بود.صداش می کردیم بردیا.چه حالی می داد.
سخت ترین شغل دنیا
فوریه 18, 2009چیزی را بلد نیستی و می خواهی آن را به کسی که آن را به هیچ وجه یاد نمی گیرد یاد بدهی.
خانم هایی که در آموزش رانندگی کار می کنند می دونند من چی می گم.
مناجات
دسامبر 10, 2008خدایا میشه از خر شیطون بیایی پایین.
اي زرنگ
نوامبر 7, 2008اي وب لاگ نويس هاي بد گمان مي كنيد ايده زده ايد:
“من تعجب مي كنم بعضي ها با سرچ چه چيز هايي مي آيند اينجا.مثلا فلاني … رو سرچ كرده يا يكي … رو.”
جلب توجه
نوامبر 4, 2008اه.چی می خواستم بگم.خیلی مهم بود ها.قضیه مرگ و زندگی بود.یادم رفت شرمنده.